الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

644

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و مباحات . قسم اول - معاصى ( 1 ) و آن به نيت از موضوعات خود نگردد « 33 » . پس نبايد كه جاهل از عموم قول پيغامبر - عليه السلام : انّما الاعمال بالنّيّات ، آن فهم كند ، پس پندارد كه معصيت به نيت طاعت شود . چون كسى كه آدمى را غيبت كند براى دل ديگرى ، يا درويشى را طعام دهد از مال غيرى ، يا مدرسه يا مسجدى يا رباطى بنا كند از مال حرام ، و قصد خير دارد . پس اين همه جهل است . و نيت در بيرون آوردن آن از آن چه ظلم و عدوان و معصيت باشد اثر نكند ، بلكه به بدى قصد نيكى كردن بر خلاف مقتضى شرع شرى ديگر است . پس اگر آن را داند معاند شرع باشد ، و اگر نداند به جهل عاصى بود ، چه طلب علم بر همهء مسلمانان فريضه است . و خيريت خيرات به شرع دانسته شده است . پس هيهات ! چگونه امكان دارد كه « شر » خير باشد . بلكه رواج دهندهء آن بر دل شهوت پوشيده و هواى باطن است . چه دل چون به طلب جاه و استمالت دلهاى مردمان و ديگر حظهاى نفس مايل شود ، شيطان آن را وسيلت سازد به تلبيس كردن بر جاهل . و براى آن سهل گفت كه هيچ معصيتى خداى را بزرگتر از معصيت جهل نيست . گفتند : يا ابا محمد ، هيچ چيز بتر از جهل دانى ؟ گفت : آرى ، نادانستن جهل . و همچنان است كه گفت ، چه نادانستن جهل در تعلّم به كليت مسدود گرداند ، چه كسى كه پندارد كه عالم است چگونه تعلّم كند ؟ و همچنين فاضل‌تر طاعتى خداى را علم است . و اصل علم دانستن علم است ، چنان كه اصل جهل نادانستن جهل است . چه كسى كه علم نافع را از علم ضار نشناسد ، بدانچه مردمان بر آن اكباب « 34 » نموده‌اند از علمهاى مزخرف كه وسيلتهاى ايشان است ، به دنيا مشغول شود ، و آن مادهء جهل و منبع فساد عالم است . و مقصود آن است كه كسى كه به معصيت قصد خير كند از جهل معذور نباشد [ 483 ] ، مگر چون نو مسلمان باشد و مهلت تعليم نيابد . و حق تعالى گفت : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ « 35 » اى ، بپرسيد اهل علم را اگر ندانيد . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا يعذر الجاهل على الجهل و لا يحلّ للجاهل ان يسكت عن جهله و لا للعالم ان يسكت عن علمه ، اى ، جاهل بر جهل معذور نيست ، و حلال نيست جاهل را كه بر جهل خود خاموش باشد ، و عالم را كه از علم خود خاموش بود . و تقرّب كسى كه از سلاطين به بناى مسجدها از مال حرام تقرّب نمايد چون تقرب علماى بد باشد به آموختن علم سفيهان و أشرار را كه به فسق و فجور مشغول باشند ، و همت خود مقصور دارند بر ممارات « 36 » عالمان و مبارات « 37 » سفيهان ، و استمالت دلهاى مردمان ، و جمع حطام دنيا ، و گرفتن مالهاى سلاطين و مالهاى ايتام و مساكين . و اين جماعت چون تعلّم كنند

--> ( 33 ) گرديدن ، تغيير كردن . ( 34 ) اكباب ، لازم گرفتن ، اقبال نمودن . ( 35 ) انبياء 21 - 7 . ( 36 ) ممارات ، با كسى ستيزه نمودن و انكار كردن . ( 37 ) مبارات ، فخر و نازش نمودن .